مرتضى مطهرى

299

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اينكه شما مىگوييد شكل اول بديهىّ الانتاج است قابل بحث و ايراد است . لذا دو ايراد بر شكل اول وارد كرده است ؛ يكى از جنبهء مثبت و يكى از جنبهء منفى ؛ يعنى يك مثالهايى آورده است كه قياس نتيجه مىدهد بدون اينكه شكل اول باشد و يك مثالهاى ديگرى آورده است كه قياس شكل اول است و نتيجه نمىدهد . اما آنجايى كه قياس نتيجه مىدهد بدون اينكه شكل اول باشد ، مىگويد يك موردش قياس مساوات است كه نتيجه مىدهد بدون اينكه شرايط شكل اول را داشته باشد « 1 » . شكل اول نيست ، ولى مثل شكل اول نتيجه مىدهد . شرايط شكل اول را ندارد ، در عين حال خوب هم نتيجه مىدهد . وقتى ما مىگوييم : « الف مساوى ب است و ب مساوى ج است پس الف مساوى ج است » اين به همان نحو نتيجهء قطعى مىدهد كه مثلا مىگوييد : « انسان حيوان است و حيوان جسم است پس انسان جسم است » و حال آنكه اين شرطى را كه شما مىگوييد حد وسط بايد در مقدمتين تكرار بشود ندارد و حد وسط تكرار نشده است ، زيرا آنچه كه محمول در صغرى است « مساو ل ب » است نه « ب » ، اما آنچه كه موضوع در كبرى است « ب » است نه « مساو ل ب » ؛ مىگوييد : « الف مساو ل ب و ب مساو ل ج » . اگر گفته بوديد : « [ الف مساو ل ب و ] كلّ مساو ل ب مساو ل ج » شكل اول بود ، ولى شما مىگوييد : « الف مساو ل ب و ب مساو ل ج » . پس اين قياس بدون اينكه شرايط شما در آن وجود داشته باشد نتيجه مىدهد و خوب هم نتيجه مىدهد « 2 » .

--> است كه صد سال يا دويست سال درباره‌اش فكر كرده‌اند تا بالاخره راه حل اساسىاش را به دست آورده‌اند . اين تشكيكات حرفهاى نيش غولى كه نبوده است . ( 1 ) . اين باز يكى از حرفهايى است كه اين آقايان رياضيون امروز ما در آورده‌اند كه « قياس مساوات در منطق ارسطو مطرح نبوده است و مطلب جديدى است و در منطق ارسطو فقط رابطهء اندراجى را بيان مىكرده‌اند و رابطه تساوى و اعظميّت و اصغريّت مطرح نبوده است » و خيال مىكنند مطلب جديدى مىگويند و حال آنكه فخر رازى قبل از آنها اين مسأله را طرح كرده و قبل از فخر رازى خود شيخ طرح كرده و جوابش را هم داده است . ( 2 ) . اين اشكال اول را فخر رازى به همين صورت طرح كرده است كه ما بيان كرديم ، ولى امروزيها اين را به صورت ديگرى طرح مىكنند ، كه از همين جا مىتوان ديد كه طرز تفكر شرقى و غربى چقدر فرق مىكند . او اشكال را به اين صورت طرح كرده است كه مىگويد با اينكه حد وسط تكرار نشده است و محمول در صغرى موضوع در كبرى نيست بلكه آنچه موضوع در كبرى است جزئى است از محمول در صغرى نه تمام آن ، [ ولى قياس نتيجه مىدهد ] . اما امروزيها قضيه را به اين صورت طرح نكرده‌اند . اصلا كلمهء « مساوى » را « محمول » فرض نكرده‌اند .